پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
صفت
فرادی
(فُ دا) [ ع. ] (ص.) ج. فَرَد؛ تک، تنها. ؛ نماز ~ نمازی که تنها خوانده شود. مق نماز جماعت.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا