پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم
قرح
(قَ) (اِ.)
۱- زخم.
۲- اثر گزیدگی سلاح.
۳- آبله ریز که بر اندام برآید.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا