پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
صفت
لعب
(لَ ع) [ ع. ]
۱- (اِمص.) بازی، لعب.
۲- لهو و لعب.
۳- بازی و لهو.
۴- (ص.) بازیگر.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا