پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم
وردنه
(وَ دَ نِ) (اِ.) نورد؛ چوب استوانه شکلی که خمیر را با آن پهن میکنند.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا