پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم
چانه
(نِ) (اِ.) استخوان زنخ، فک اسفل. ؛~ خود را خسته کردن حرفهای بی نتیجه زدن.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا