توریست

[ فر. ] (اِ.) جهانگرد، سیاح، گردشگر (فره).

    توریسم

    [ فر. ] (اِمص.) مسافرت به منظور تفریح و تجارت و بازدید و غیره، گردشگری، ج هانگردی. (فره).

      توز

      (اِ.) = توژ: پوست درخت خدنگ.

        توزنده

        (زَ دِ) (ص فا.)
        ۱- جستجو کننده.
        ۲- ادا کننده، گزارنده.
        ۳- اندوزنده.

          توزی

          (ص نسب.)
          ۱- پارچه کتانی که در شهر توز (از شهرهای قدیم فارس) می‌بافتند.
          ۲- جامه تابستانی.

            پیمایش به بالا