توشه

(ش ِ) (اِ.)
۱- خوراک اندک.
۲- خوراکی که مسافران همراه خود برند.

    توشی

    (اِ.) مهمانی که در آن هر کس خوراک خود را با خود بیاورد.

      توشیح

      (تُ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- آراستن، زینت دادن.
      ۲- نوشته‌ای را به مهر و امضای خود آراستن.
      ۳- گفتن شعری که وقتی حروف اول هر بیت یا مصراع را جمع و ترکیب کنند اسم شخص یا اسم چیزی به دست آید.

        توصل

        (تَ وَ صُّ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- رسیدن، پیوستن.
        ۲- به چیزی دست یافتن.

          توضیح

          (تُ) [ ع. ] (مص م.)
          ۱- روشن کردن، آشکار ساختن.
          ۲- شرح دادن. ؛~المسائل کتاب یا کتابچه‌ای که مجتهدان درباره مسائل شرعی و فقهی می‌نویسند.

            پیمایش به بالا