ثار

[ ع. ]
۱- (مص ل.) کینه کشیدن.
۲- (اِ.) خون.
۳- کینه.

    ثارالله

    (رَ لْ لا) [ ع. ] (اِمر.) کین خواه خداوند، کسی که از دشمنان خدا انتقام گیرد.

      ثاقب

      (قِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- روشن، درخشان.
      ۲- روشن کننده.
      ۳- نافذ، سوراخ کننده.
      ۴- ستاره روشن.

        ثالث

        (لِ) [ ع. ] (ص.)۱ – سوم.
        ۲- آن که نه مدعی و نه مدعی علیه‌است و دعوی مابه الادعا کند.

          ثالث ثلاثه

          (لِ ثِ ثَ ثِ) [ ع. ] (ص.) یکی از سه اقنوم (اَب، ابن، روح القدوس).

            ثالثاً

            (لِ ثَ نْ) [ ع. ] بار سوم، سه دیگر.

              ثالوث

              [ ع. ] (اِ.) آن چه مرکب از سه باشد. ؛~ اقدس اب. ابن. روح القدس (در آیین نصاری).

                پیمایش به بالا