ثرا

(ثَ) [ ع. ثراء ]
۱- (مص ل.) ثروتمند شدن، بی نیاز شدن.
۲- (اِمص.) دارایی، توانگری.

    ثروت

    (ثَ وَ) [ ع. ثروه ] (اِ.)
    ۱- بسیاری تعداد مردم.
    ۲- شبی که ماه و صورت فلکی ثریا (پروین) با هم باشند.

      ثروت

      (~.) [ ع. ]
      ۱- (اِمص.) دارایی، توانگری.
      ۲- (اِ.) مال بسیار.

        ثری

        (ثَ را) [ ع. ] (اِ.)۱ – تری، رطوبت.
        ۲- خاک نمناک.
        ۳- زمین، خاک. ؛ از ~ تا به ثریا از زمین تا بالای آسمان.

          ثریا

          (ثُ رَ یّ) [ ع. ]
          ۱- چلچراغ.
          ۲- پروین، یکی از صورت‌های فلکی.

            ثرید

            (ثَ) [ معر. ] (اِ.) تریت، نانی که در آبگوشت یا شیر و غیره بخیسانند و بخورند.

              ثعالب

              (ثَ لِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثعلب ؛ روباهان.

                پیمایش به بالا