ثبوت

(ثُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) استوار شدن، استقرار یافتن.
۲- بر جای ماندن، ایستادن.
۳- ثابت شدن امری با دلیل و برهان.
۴- (اِمص.) پایداری، دوام.
۵- استواری، استقرار.
۶- تحقق.

    ثبوتی

    (~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.) اثباتی. مق سلبی. ؛ صفات ~صفاتی که حق تعالی دارا است. مانند: قادر، عالم، ازلی، ابدی، صادق.

      ثبور

      (ثُ بُ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) بازداشتن.
      ۲- هلاک کردن.
      ۳- (مص ل.) زیان کشیدن.
      ۴- هلاک گردیدن.
      ۵- (اِ.) عذاب.

        ثخذ

        (ثَ خِّ) [ ع. ] (اِ.) صورت و جمله هفتم از صور و جمل هفت گانه جمل (ابجد).

          ثخن

          (ثِ خَ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) ستبر و سخت گردیدن.
          ۲- (اِ.) ستبری، ضخامت، کلفتی.
          ۳- غلظت.
          ۴- سختی.

            ثخین

            (ثَ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- ستبر، سخت.
            ۲- محکم، استوار.
            ۳- غلیظ.
            ۴- حلیم، بردبار.

              ثدی

              (ثَ یاثِ یا ثَ دا) [ ع. ] (اِ.) پستان.

                پیمایش به بالا