ثنایا

(ثَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثنیه. دندان‌های تیز پیشین، دندان‌های نیش.

    ثنویت

    (ثَ نَ یَُ) [ ع. ] (مص جع.)
    ۱- دوگانگی.
    ۲- دوگانه پرستی.

      ثنویه

      (ثَ یِّ) [ ع. ثنویه ] (ص. اِ.) گروهی که به دو مبدأ خیر و شر اعتقاد دارند، دوالیسم.

        ثواب

        (ثَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- مزد، پاداش.
        ۲- احسان. ؛ ~ کردن و کباب شدن عمل نیک شخص با سوءظن و عکس العمل ناخوشایند مواجه شدن.

          ثوابت

          (ثَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثابته ؛ ستارگان ثابت که مانند سیارات حرکت انتقالی ندارند.

            ثواقب

            (ثَ قِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثاقب.
            ۱- روشنی‌ها.
            ۲- ستاره‌های درخشان.

              ثوالث

              (ثُ لِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثالث. یک شصتم ثانیه.

                پیمایش به بالا