آواخ

(شب جم.) =آوخ:
۱- کلمه افسوس، آه و آی.
۲- دریغا.

    آوار

    ۱ – (ص.) آزار، رنج، ستم.
    ۲- خراب، ویران.
    ۳- (اِ.) هرج و مرج، بی نظمی.
    ۴- غارت، چپاول.
    ۵- دربه در، آواره.

      آوار

      (اِ.)
      ۱- گرد و غبار و خاک.
      ۲- فرو ریختن دیوار و سقف.

        آوار شدن

        (شُ)(مص ل.)۱ – خراب شدن، فرو ریختن.
        ۲- (عا.) وارد شدن ناگها نیِ تعداد زیادی مهمان بر کسی.

          آواره

          (رِ)
          ۱- (ص.) بی خانمان، دربه در.
          ۲- گم گشته.
          ۳- فراری.
          ۴- پراکنده، پریشان.
          ۵- (اِ.) ستم، آزار.

            آواز

            (اِ.)
            ۱- آوا، بانگ.
            ۲- نغمه، سرود، آهنگ.
            ۳- هر یک از دستگاه‌های موسیقی و گوشه‌های آن.

              آوازه

              (زِ) (اِ.)
              ۱- صیت، شهرت.
              ۲- صوت، آوا.
              ۳- نغمه، ترانه.

                پیمایش به بالا