جن

(جِ نّ) [ ع. ] (اِ.)
۱- پری، موجود نامریی.
۲- شکوفه.
۳- اول هر چیزی. ؛ ~ و بسم الله کنایه از: دو شخص یا شی ء مخالف و ضد یکدیگر.

    جن

    (جَ) (اِ.) طرف، جانب، سوی.

      جن زده

      (جِ زَ دِ) [ ع – فا. ] (ص مف.) کسی که دچار صرع باشد، دیوانه.

        جناب

        (جَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – درگاه، آستانه.
        ۲- واژه‌ای ا ست که برای احترام، پیش از نام بزرگان گفته می‌شود.

          جنات

          (جَ نّ) [ ع. ] (اِ.) جِ جنت.
          ۱- بهشت‌ها.
          ۲- بوستان‌ها.

            پیمایش به بالا