جوربور
(اِمر.) تذرو، قرقاول.
(جُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- دو پیکر، نام یکی از صورتهای فلکی جنوب شرقی.۲ – نام سومین برج از منطقه البروج که خورشید در حرکت ظاهری خود در خردادماه در این صورت فلکی دیده میشود.
۳- نام هشتمین منزلِ ماه که عرب آن را نثره گوید.
(جَ یا جُ زِ) (اِمر.) [ معر. ] گیاهی از تیره بسباسهها که درختی است دو پایه به ارتفاع ۸ تا ۱۰ متر، دارای برگهای دایمی و کامل و پایا و ساده و متناوب و بیضوی و نوک تیز بدون گوشوارک و نسبتاً ضخیم است ؛ جوزالطیب، بسباسه، گوزبویا، جوزبوآ نیز گویند.
(جَ یا جُ زَ) (ص فا. اِمر.) = جوزننده: طایفهای در هند که دانه جو و گندم را به زعفران زرد کنند و افسونی بر آن خوانند و کسی را که خواهند مسخر خود سازند از آن دانهها بر وی زنند، ساحر، افسونگر.
(جَ زِ یا زَ) [ ع. جوزه ] (اِ.)
۱- واحد جوز، یک گردو. ؛ ~مطلقه: واحد وزن معادل نه درخمی و نزد بعضی مساوی چهار مثقال. ؛ ~ملکبه: واحد وزن معادل شش درخمی. ؛ ~نبطیه: واحد وزن معادل یک بندقه و به قولی یک مثقال.