چادرنشین

(~. نِ) (ص مر.) صحرانشین، طوایفی که در یک جا ساکن نبوده، ییلاق و قشلاق می‌کنند.

    چادرنماز

    (~. نَ) (اِمر.) چادری از جنس پارچه‌های نازک که زنان در خانه یا به هنگام نماز بر سر می‌کنند.

      چارت

      [ انگ. ] (اِ.) نمودار یا طرحی که مجموعه‌ای از اطلاعات را به صورت فشرده نشان می‌دهد.

        چارچار

        (اِ.) = چهار چهار: روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک در زمستان که سردترین روزهای سال است.

          چارچنگولی

          (چَ) (ص.) = چهارچنگالی:
          ۱- انگشتان دست و پای جمع و خمیده شده.
          ۲- (عا.) ب ا تمام نیرو و اشتیاق و جدیت.
          ۳- با دو دست و دو پا.

            پیمایش به بالا