چپ

(چَ)
۱- (ص. ق.) کج، ناراست.
۲- (ص.) واژگون.
۳- لوچ، دو بین.
۴- کسی که با دست چپ کار می‌کند.
۵- (اِ.) طرف چپ.
۶- اصطلاحی سیاسی و آن عنوانی است برای تمام کسانی که در مرام‌های سیاسی خود خواستار دگرگونی‌ها و تحولات انقلابی و تند می‌باشند. این اصطلاح از انقلاب فرانسه گرفته شده‌است چون در مجمع ملی آن نمایندگان انقلابی تندرو در طرف چپ و محافظه کارها در طرف راست می‌نشستند. ؛~ افتادن با کسی کنایه از: با کسی بد شدن.

    چپ زدن

    (چَ. زَ دَ) (مص ل.)
    ۱- از راه دیگر رفتن، راه را کج کردن.
    ۲- تندروی در عقاید سیاسی.

      چپ شدن

      (چَ. شُ دَ) (مص ل.)
      ۱- منحرف شدن، واژگون گردیدن.
      ۲- طرف دار سیاست دست چپی شدن.

        چپانی

        (چَ) (اِ. ص.)
        ۱- کهنه پوش، ژنده پوش.
        ۲- رند بی سر و پا.

          پیمایش به بالا