آینده
(یَ دِ) (اِفا.)
۱- کسی یا چیزی که میآید.۲ – داخل شونده.
۳- زمان پس از حال.
[ په. ] (اِ.) = آئین:
۱- رسم، عادت.
۲- معمول، متداول، مرسوم، سنت.
۳- شیوه، روش.
۴- کردار.
۵- قاعده، قانون.
۶- سامان، اسباب.
۷- زیب، زینت.۸ – فر، شکوه.
۹- مذهب، کیش.
۱۰ – تشریفات.
۱۱ – طبیعت، نهاد، فطرت.
۱۲ – شهرآرای، جشن.
(نِ رَ) (اِمر.) مقرراتی که در رسیدگی به دعاوی کیفری و حقوقی از طرف دادگاهها و مأموران دادرسی و اصحاب دعوی باید رعایت شود.
(مِ) (اِمر.) اساسنامه، مجموعه اصول و قوانینی که یک شرکت برای نظم دادن به روال کاری خود، تهیه میکند.
(یِ نِ) [ په. ] (اِ.) = آینه. آئینه:
۱- تکه شیشهای که با جیوه پشت آن را پوشش میدهند تا بتوان صورت هر چیزی را به واسطه نور در آن منعکس کرد.
۲- مجازاً هر چیز صاف و براق.
۳- (کن.) دل عارف. ؛~ی عیب شکستن (کن.) ترک عیب جویی کردن. ؛~ در شهر کوران (کن.) کار بیهوده به ویژه عرضه هنر و مهارت در نزد افراد بی اطلاع.