ابتر

(اَ تَ) [ ع. ] (ص.)
۱- دم بریده.
۲- ناقص، ناتمام.
۳- بی فرزند.

    ابتسام

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) لبخند زدن، تبسم کردن.
    ۲- (اِمص.) شکرخند، لبخنده.

      ابتلاء

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) دچار شدن، در بلا افتادن.
      ۲- (مص م.) مورد آزمایش قرار دادن، امتحان کردن.۳ – (اِمص.) گرفتاری، مصیبت.

        ابتلال

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- تر شدن.
        ۲- خوب شدن حال پس از بیماری و سختی.
        ۳- چاق شدن پس از نزاری.

          پیمایش به بالا