حرمت

(حُ مَ) [ ع. حرمه ] (اِ.)
۱- آبرو، عزت.
۲- آن چه که محترم داشتن و نگه داشتن آن واجب باشد.

    حرمله

    (حَ مَ لِ یا لَ) [ ع. حرمله ] (اِ.) توت – فرنگی درختی.
    ۲- قضبان.

      حره

      (حُ رّ) [ ع. حره ] (اِ.) زن آزاده.

        حره

        (حَ رَّ) [ ع. ] (اِ.) سنگستان.

          حروب

          (حُ) [ ع. ] (اِ.) جِ حرب ؛ جنگ‌ها، رزم‌ها، کارزارها.

            حرور

            (حُ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- گرما، حرارت آفتاب.
            ۲- باد گرم.

              حروف

              (حُ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- جِ حرف ؛ حرف‌ها.
              ۲- هر یک از قطعه‌های ریخته گری یا شکل‌های ترسیمی که در حروفچینی یا ماشین نویسی به کار رود. ؛~ ِ الفبا نشانه‌هایی که واژه‌های یک زبان به وسیله آن‌ها نوشته می‌شود. ؛~ ِ ایتالیک نوعی حروف چاپی لاتینی و یونانی به شکل خوابیده. ؛~ ِ ایرانیک نوعی حروف چاپی فارسی به شکل خوابیده.

                حروفچین

                (~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) کارگر چاپخانه که حرف‌های سربی را برای چاپ کردن طبق نمونه می‌چیند که امروزه این کار توسط کامپیوتر و با برنامه خاص خود انجام می‌گیرد.

                  پیمایش به بالا