حظیره

(حَ رِ) [ ع. حظیره ] (اِ.)
۱- محوطه، چهاردیواری.
۲- جایی که برای محفوظ ماندن چارپایان از باد و سرما درست کنند.

    حظیظ

    (حَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- متمتع، بابهره.
    ۲- کامیاب، خوشبخت.

      حظیه

      (حَ یِّ) [ ع. حظیه ] (ص.) زن گرامی دلارام.

        حفار

        (حَ فّ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- کسی که پیشه اش کندن زمین و کاوش کردن آن است.
        ۲- گورکن، قبرکن.
        ۳- باستان شناسی که برای به دست آوردن اشیا عتیقه زمین را حرف کند.

          حفاظ

          (حِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) نگاه داشتن، نگاه داری کردن.
          ۲- (اِ.) ستر، پرده.

            حفایر

            (حَ یِ) [ ع. حفائر ] (اِ.) جِ حفیره ؛ گودال‌ها.

              پیمایش به بالا