خو

(اِ.)
۱- علف هرزه.
۲- هر گیاه که خود را به درخت پیچد.

    خواب

    (خا) [ په. ]
    ۱- (اِ.) حالتی توأم با آسایش و آرامش که بر اثر از کار بازماندن حواس ظاهر در انسان و حیوان پدید آید.
    ۲- (ص.) غافل، بی خبر.
    ۳- جهتی که پرز، مو یا پشم در آن به آسانی روی هم افتد. ؛ ~ خرگوشی کنایه از: غفلت و بی خبری. ؛ ~ هفت پادشاه را دیدن کنایه از: به خواب عمیق فرو رفتن.

      خوابانیدن

      (خا دَ) (مص م.)
      ۱- کسی را خواب کردن.
      ۲- باعث زانو زدن (شتر).
      ۳- تعطیل کردن (کارخانه و مانند آن).

        پیمایش به بالا