دامدار
(ص فا.) کسی که به خرید و فروش حیوانات اهلی میپردازد.
(مَ) (اِ.) = دامان:
۱- بخش پایین جامه.
۲- کناره هر چیز.
۳- گستره، پهنه.
۴- آغوش، بغل. ؛~آلوده بدکار، بدنام. ؛~از چیزی برافشاندن ترک آن چیز کردن. ؛ ~افشاندن الف – کوچ کردن، سفر کردن. ب – ترک کردن، روگرداندن. ؛~ به کمر زدن کنایه از: آماده شدن برای انجام کاری. ؛پا در ~کشیدن یا آوردن کنایه از: الف – ترک آمد و شد کردن. ب – قرار داشتن. ج – کناره گرفتن.