دای

(اِ.) هر چینه و طبقه از دیوار گلی.

    دایر

    (یِ) [ ع. دائر ] (ص. اِفا.)۱ – گردنده.
    ۲- آباد، معمور.
    ۳- رایج، متداول.
    ۴- گردان، چرخنده.
    ۵- متعلق، وابسته.

      دایر شدن

      (~. شُ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
      ۱- به گردش افتادن، به جریان افتادن.
      ۲- آباد شدن، معمور شدن.

        دایره

        (یِ رِ) [ ع. دائره ]
        ۱- (اِفا.) دورزننده، گردنده.
        ۲- (اِ.) شکلی گرد که فاصله هریک از نقاط محیط آن نسبت به نقطه مرکزی مساوی باشد. ج. دوایر.
        ۳- یکی از سازهای ضربی.
        ۴- شعبه‌ای از یک اداره.
        ۵- مجازاً، حوزه میدان.

          دایره المعارف

          (یِ رَ هُ لْ مَ رِ) [ ع. ] (اِمر.) کتابی که تمام لغات و اصطلاحات علمی و ادبی یک زبان به ترتیب حروف هجا در آن ضبط شده‌است، فرهنگ ن امه، آنسیکلوپدی.

            دایره زنگی

            (~. زَ) (اِمر.) یکی از سازهای ضربی که به دور آن زنگ‌ها یا حلقه‌های فلزی آویخته‌اند.

              پیمایش به بالا