دبور

(دَ) [ ع. ] (اِ.) بادی که از مغرب می‌وزد.

    دبوس

    (دَ) (اِ.) گرز آهنی، در عربی با تشدید «ب» خوانده می‌شود.

      دبیب

      (دَ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) خزیدن، به نرمی رفتن.
      ۲- (اِ.) هر چیزی که آن را نرم کوفته باشند.
      ۳- هوام ریز که در آب پرواز کند.

        دبیت

        (دَ) (اِ.) نوعی پارچه نخی که بیشتر برای آستر لباس از آن استفاده کنند.

          دبیر

          (دَ) [ ع. ] (ص. اِ.)
          ۱- نویسنده، کاتب.
          ۲- کسی که در دبیرستان تدریس کند.

            دبیرخانه

            (~. نِ) (اِمر.) بخشی از اداره که وظیفه وارد یا صادر کردن نامه‌ها را دارد.

              پیمایش به بالا