دبز
(دَ) (ص.) کلفت، درشت، هنگفت (پارچه).
(دَ بِ)(اِمر.)مدرسه ابتدایی، آموزشگاه نوآموزان که بالاتر از کودکستان و پایین تر از دبیرستان است.
(دِ بْ) [ ع. ] (اِ.) سریشم، دانه سبزرنگ سیاهی که بر تنه درختانی مانند امرود جا میگیرد. این دانه پس از خشک شدن، پوستش درهم کشیده و تیره رنگ میشود که در میان آن ماده لزجی وجود دارد. در فارسی، مویزه و مَویزک عسلی گویند.
(دَ بِّ) [ ع. دبه ] (اِ.)
۱- ظرف روغن.
۲- مجازاً بیضه، خایه.
۳- (مج.) اثاثه، لوازم. ؛ ~و زنبیل گرفتن کنایه از: گدایی کردن، به دست آوردن روزی با زحمت و رنج.