درماندن
(دَ دَ) (مص ل.) بیچاره شدن، ناتوان گشتن.
(دَ) (اِمر.) محل مداوا در بخشهای مختلف بیمارستان که بیماران را سرپایی معاینه کنند و نسخه دهند، مطب در بیمارستان، بیمارستان کوچک که بیش از دو یا سه تخت ندارد.
(دِ یا دَ مَ نِ) (اِ.) گیاهی است خودرو با ساقه راست و محکم و برگهای ریز و بریده که در بیابانها میروید، از بوته اش جاروب درست میکنند یا در تنورها و کورهها میسوزانند، شیره اش نیز در طب مورد استفاده قرار میگیرد.
(دُ) [ تر. ] (اِ.) پرندهای وحشی و حلال گوشت، با پاهای بلند، گردنِ دراز و دُم کوتاه. بیشتر در کنار آبها مینشیند.