درگرفتن

(دَ. گِ رِ تَ) (مص ل.)
۱- تأثیر کردن، اثر کردن.
۲- روشن شدن، شعله ور شدن.
۳- در پیش گرفتن، آغاز کردن.
۴- پذیرفتن.

    درلک

    (دِ لِ) (اِ.) = درلیک: جامه کوتاه قد آستین کوتاه پیش باز؛ لباچه، صدره، شاماکچه.

      درم

      (دِ رَ) [ یو. ] (اِ.)
      ۱- مسکوک نقره.
      ۲- واحد وزن معادل شش دانگ.

        درمان

        (دَ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- علاج، چاره.
        ۲- دوا، دارو.

          پیمایش به بالا