(دُ. بُ) (ص مر.) ۱- بدنما، نازیبا. ۲- زشت خو، خام طمع.
(~. بُ) (ص مر.) ۱- بدخو، زشت. ۲- خشم آلود، غضبناک.
(~. پَ سَ)(ص فا.) بدپسند، دشوار – پسند.
(~. یِ) (اِمر.) غدههای زیرپوستی.
(~.) (ص مر.) ۱- بدنهاد، زشتخو. ۲- جلاد، زندان بان.
(~.) (ص فا.) نگاهبان قلعه.
(دُ ژَ) (اِمصغ.) ۱- غده. ۲- آبله، تاول.
(دُ) (ص مر.) ۱- اندوهگین، تلخ کام. ۲- خشمگین. ۳- زاهد، پرهیزکار.
(دُ ژَ) (ص مر.) ۱- افسرده، دلتنگ. ۲- خشمگین، آشفته.
(دُ) (ص مر.) متأسف، اندوهگین.