دزک

(دَ زَ) (اِ.) دستارچه، دستمال.

    دژ

    (دِ) = (اِ.) دز: حصار، قلعه.

      دژ

      (دُ) [ په. ] پیشوندی که در آغاز کلمات به معنی بد و زشت آید: دژآگاه، دژخیم.

        دژبان

        (دِ) (اِمر.)
        ۱- نگاهبان دژ، کوتوال.
        ۲- هر یک از افراد دژبانی.

          دژبانی

          (~.)(اِمر.) بخشی کوچکی از سازمان ارتش که وظیفه مراقبت از اعمال افسران و سربازان را به عهده دارد.

            پیمایش به بالا