(~. گُ دَ) (مص م.) ۱- باز کردن دست مقید. ۲- جوانمردی کردن، بخشش نمودن.
(~. یِ) (اِمر.) سرمایه.
(~. مَ) (حامص.) ۱- یاری، مددکاری. ۲- کنایه از: قدرت، قوت.
(~. مُ) (اِمر.) مزدی که به کسی در مقابل کار وی دهند، حق الزحمه.
(~. زِ یا زَ) (اِمر.) ۱- تحفه، ارمغان. ۲- دست آویز، ۳- آلت، وسیله.
(~.) (اِمر.) غلاف و کمر شمشیر.
(~. نِ دِ) (ص مف.) فرمانبردار، تابع.
(~. نَ) (اِمر.) وضو.
(~. نِ) (ص مر.) نسخهای از یک اثر که نویسنده با دست نوشتهاست.
(~. تَ) (مص ل.) ۱- چیره شدن. ۲- رسیدن، پیدا کردن.