ص فا دمکش (دَ کِ) (ص فا.) ۱- کمک آوازه خوان، کسی که پس از آوازه خوان دیگر آواز خواند تا او نفسی تازه کند. ۲- تشکچهای که برای دم کشیدن برنج بر روی دیگ میگذارند.
اسم مرکب دمگاه (دَ) (اِمر.) ۱- محل کار گذاشتن دم در کنار کوره. ۲- کوره، کوره زرگران و آهنگران و مسگران.
اسم دمنه (دِ نِ) [ ع. دمنه ] (اِ.) ۱- آثار به جا مانده از خانه و آبادی. ۲- در فارسی به معنی دشت و صحرا.