اسم مرکب دورنما (نَ) (ص فا.) (اِمر.) ۱- پرده نقاشی یا عکس که منظرهای دور رانشان دهد. ۲- منظره، چشم انداز.
عامیانه دوز (ری. اِفا.) ۱- در ترکیب به معنی «دوزنده» میآید: ۲- (عا.) کلک، حقه بازی ؛ ~ُ کلک حقه بازی و تقلب.