ذرء
(ذَ) [ ع. ] (مص م.) آفریدن، خلق.
(ذَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ذراح و ذروح ؛ نوعی حشره بالدار به رنگ آبی یا سبز. این حشره دارای دو شاخک و شش دست و پا و مفاصل متعدد است و سم شدیدی دارد؛ آله کلو.
(ذُ رَّ) [ ع. ذره ] (اِ.) گیاهی است از تیره غلات که یک پایهاست و برگهایش پهن و دراز میباشد. دانههای آن گرد و سخت به رنگهای سفید، زرد یا قهوهای مایل به قرمز است، دانههای ذرت را به صورت آرد درآورده به عنوان مغذی مصرف میکنند، بلال، گندم مکه.
(ذَ رْ) [ ع. ]
۱- (مص م.) اندازه گرفتن پارچه و مانند آن با ذراع.
۲- (اِ.) واحدی برای طول، برابر با ۰۴/۱ متر، گز. ؛~ نکرده پاره کردن کنایه از: نیندیشیده و نسنجیده عمل کردن. ؛ ~ُ پیمان کردن اندازه گرفتن، گز کردن.
(ذَ رِّ) [ ع. ذره ] (اِ.)
۱- مورچه.
۲- هر چیز بسیار ریز، هر یک از اجسام بسیار ریز که درهوا هنگام تابش نور دیده میشود.
۳- مقیاسی است معادل یک صدم جو. ج. ذر. ذرات.