ذبول

(ذَ) [ ع. ] (ص.)
۱- پژمرده.
۲- کاهیده، لاغر شده.

    ذبیح

    (ذَ) [ ع. ] (ص.) گلو بریده، سر بریده.

      ذخایر

      (ذَ یِ) [ ع. ذخائر ] (اِ.) جِ ذخیره ؛ اندوخته‌ها.

        ذخر

        (ذُ خْ) [ ع. ] (اِ.) ذخیره، نگه داشته شده برای روز مبادا. ج. اذخار.

          ذخیره

          (ذَ رِ) [ ع. ذخیره ] (اِ.)
          ۱- پس انداز، اندوخته. ج. ذخایر.
          ۲- آن که می‌تواند در صورت غیبت یا کناره گیری عضوی از یک گروه جانشین او شود.
          ۳- آن که به خاطر به وجود آمدن نیاز جنگی به خدمت در ارتش فراخوانده شود.
          ۴- (کن.) معلومات، افکار.
          ۵- (کن) پول، مال، طلا.

            ذر

            (ذَ رّ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- مورچه.
            ۲- غبار پراکنده در هوا.

              پیمایش به بالا