اجزاء

( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ جزء و جزو؛ پاره‌ها، بهره‌ها.

    اجساد

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ جسد؛ بدن‌ها، تن‌ها، جسم‌ها.

      اجسام

      ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ جسم ؛ تن‌ها، کالبدها.

        اجغار

        ( اَ ) (اِ.) روز شانزدهم ماه چهارم مغان خوارزم. در شب این روز مانند سده آتش می‌افروختند و بر گرد آن باده می‌نوشیدند.

          اجفان

          ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ جفن.
          ۱- پلک چشم.
          ۲- غلاف شمشیر.

            اجق

            وجق (اَ جَ وَ جَ) (ص.)
            ۱- غیر متعارف، عجیب و غریب.
            ۲- لباس رنگارنگ با رنگ‌های تند و زننده. (?(اجل (اَ جَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- مهلت، نهایت مدت چیزی.
            ۲- مرگ، زمان مرگ.

              اجل برگشته

              (اَ جَ. بَ گَ تِ) [ ع – فا. ] (ص مر.)
              ۱- آدم بدشانس.
              ۲- کسی که خطر مرگ تهدیدش می‌کند.

                اجل معلق

                (~ِ مُ عَ لَُ) (ص مر.)
                ۱- مرگ ناگهانی.
                ۲- کنایه از: ناگهان حاضر شدن کسی.

                  پیمایش به بالا