اجدع

(اَ دَ) [ ع. ] (ص.) کسی که بینی وی رابریده باشند.

    اجدل

    (اَ دَ)
    ۱- (اِ.) از مرغان شکاری.
    ۲- (ص.) محکم و سخت و به هم پیچیده.

      اجراء

      ( اِ ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) انجام دادن کار.
      ۲- به اجراء گذاشتن حکم صادر شده.
      ۳- مستمری و حقوق مقرر کردن برای کسی.
      ۴- (اِ.) وظیفه، مستمری.

        اجرام

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- جِ جِرم ؛ تن‌ها، اجسام.
        ۲- ستارگان.
        ۳- جِ جُرم ؛ گناهان.

          اجراییات

          (اِ) [ ع. اجرائیُات ] (ص نسب.) مؤنث اجرایی.
          ۱- اداره‌ای در سازمان راهنمایی و رانندگی که وظیفه اش رسیدگی به امور مربوط به تخلفات و شکایت‌های رانندگی، جریمه‌ها و صدور برگ عدم خلافی است.
          ۲- سازمانی در قوه قضاییه برای اجرای احکام.

            اجراییه

            (اِ یِ) [ ع. اجرائیه ] (ص نسب.) مؤنث اجرایی. ؛ ورقه ~ ورقه‌ای است که به منظور آگاهی کسی که اجرا علیه اوست، از طرف اجراء دادگستری یا ثبت به وی ابلاغ و پس از مهلت مقرر، اجرا شروع می‌شود.

              اجرت

              (اُ رَ) [ ع. اجره ] (اِ.)
              ۱- مزد، دستمزد.
              ۲- کرایه.

                پیمایش به بالا