(جِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- آنکه شعری از بحر رجز بخواند. ۲- کسی که رجز خواند، ارجوزه خوان.
(جِ) [ ع. ] (اِفا.) برگشت کننده، بازگردنده.
(جِ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که پیاده راه رود، پیاده.
(جِ) (اِ.) عنوانی برای حاکم یا فرمانروا در هندوستان.
(جِ) [ ع. ] (ص.) امیدوار، امید دارنده.
[ ع. ] (اِ.) ۱- شادمانی. ۲- باده، شراب.
(حَ) [ ع. راحه ] (اِمص.)آسودگی، آسایش.
(~.) (اِمر.) فرمانی که نشانه پایان یافتن یا تعطیل کوتاه مدت تمرین نظامی است.
(حِ) [ ع. ] (اِفا.) کوچ کننده، رحلت کننده. ج. راحلین.
(حِ لِ) [ ع. راحله ] (اِ.) مَرúکب، چهارپای بارکش.