راجز

(جِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- آنکه شعری از بحر رجز بخواند.
۲- کسی که رجز خواند، ارجوزه خوان.

    راجه

    (جِ) (اِ.) عنوانی برای حاکم یا فرمانروا در هندوستان.

      راجی

      (جِ) [ ع. ] (ص.) امیدوار، امید دارنده.

        راح

        [ ع. ] (اِ.)
        ۱- شادمانی.
        ۲- باده، شراب.

          راحت باش

          (~.) (اِمر.) فرمانی که نشانه پایان یافتن یا تعطیل کوتاه مدت تمرین نظامی است.

            راحله

            (حِ لِ) [ ع. راحله ] (اِ.) مَرúکب، چهارپای بارکش.

              Scroll to Top