راست روده

(دِ) (اِمر.) قسمت انتهایی روده بزرگ که به مخرج ختم می‌شود، روده مستقیم، رکتوم.

    راست کردن

    (کَ دَ)(مص ل.)
    ۱- آماده شدن، آماده کردن.
    ۲- ترتیب دادن.
    ۳- مُسخّر کردن.
    ۴- (عا.) میل کردن، هوس کردن.
    ۵- مطابق کردن، برابر کردن.

      راستا

      (اِ.)
      ۱- راستی.
      ۲- راست، جانب راست.
      ۳- امتداد.

        راستاحسینی

        (حُ س) [ فا – ع. ] (ص مر.)
        ۱- (عا.) راست و درست، ساده و بی ریا.
        ۲- (اِمر.) مقامی است در موسیقی.

          راسته

          (تِ)
          ۱- (ص.) راست، مقابل چپ.
          ۲- عادل.
          ۳- (اِ.) صِنف، رده.
          ۴- محله، ناحیه
          ۵- (عا.) گوشتی که به طور مستقیم و در دو جانب ستون فقرات حیوان قرار دارد.
          ۶- یکی از مدارج تقسیم بندی گیاهان یا جانوران.

            راسخ

            (سِ) [ ع. ] (ص.) استوار، پایدار، ج. راسخون، راسخین.

              راسو

              (اِ.) موش خرما؛ حیوانی است پستاندار و گوشت خوار با پوزه باریک و موهای سفید یا زرد.

                Scroll to Top