راندن

(دَ) [ په. ] (مص م.)
۱- بیرون کردن.
۲- راه انداختن چهارپا.
۳- طرد کردن.

    رانکی

    (نَ) (اِ.) تسمه عقب پالان که بر ران چهارپا قرار گیرد، پاردم. ؛~ کسی بودن کنایه از: منحرف شدن از جاده عفاف یا دیانت.

      رانگا

      [ روس. ] (اِ.) = رامکا: سینی فلزی مستطیل که حروف چیده شده دستی را در آن گذارند.

        راننده

        (نَ دِ) (ص فا.) آن که وسایل نقلیه را می‌راند، شوفر.

          رانین

          (نَ یا نِ) (اِ.)
          ۱- شلوار.
          ۲- نوعی زره، که هنگام جنگ ران‌ها را با آن می‌پوشانیدند.

            راه

            (اِ.) = رای. راج. راجه: پادشاه هندوستان.

              راه

              [ په. ] (اِ.)
              ۱- جاده، گذرگاه.
              ۲- قانون، روش.
              ۳- پرده موسیقی، نغمه.

                Scroll to Top