راه وبیراه

(هُ)
۱- (اِ.) راه‌های اصلی و فرعی.
۲- (ق.) گاه و بیگاه، در هر فرصت.

    راهب

    (هِ) [ ع. ] (اِ.) عابد مسیحی، پارسا و گوشه نشین. جِ رهبان، راهبین.

      راهبر

      (بَ) (ص فا.) آن که کسی را در راهی هدایت کند، هادی، دلیل، راهنما.

        راهبه

        (هِ بِ) [ ع. راهبه ] (ص.) زن ترسای پارسا ج. راهبات.

          راهدار

          (ص.)۱ – نگهبان راه.
          ۲- راهزن.
          ۳- راه – راه، مخطط.

            راهداری

            ۱ – (حامص.) نگهبانی راه.
            ۲- دزدی، راهزنی.
            ۳- (اِمر.) اداره نگهبانی و محافظت راه.

              Scroll to Top