رتوش

(رُ) [ فر. ] (اِ.) دستکاری عکس و فیلم برای زیباتر کردن آن، پرداخت (فره).

    رتیل

    (رُ تِ یْ) [ ع. رتیلاء ] (اِ.) جانوری است از شاخه بندپایان شبیه به عنکبوت با شکمی بزرگ و پاهایی کوتاه که سم کشنده‌ای دارد.

      رث

      (رَ) [ ع. ] (ص.) کهنه، پوسیده، فرسوده. ج. رثاث.

        رثاء

        (رَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) گریستن بر مرده.
        ۲- سوک سرود، شعر گفتن برای مرده با تأسف و اندوه.
        ۳- (اِمص.) مرده ستایی، مویه گری.

          رج

          (رَ) (اِ.)
          ۱- صف، رده.
          ۲- ریسمان.

            رجاء

            (رَ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) امیدوار شدن، امید داشتن.
            ۲- (اِمص.) امیدواری، توقع.
            ۳- (اِ.) امید، آرزو.

              رجاحت

              (رَ حَ) [ ع. رجاحه ]
              ۱- (مص ل.) فزون آمدن، چربیدن.
              ۲- (اِمص.) فزونی، فضیلت، برتری.

                Scroll to Top