رتق
(رَ) [ ع. ] (مص م.) بستن، دوختن.
(رُ تِ یْ) [ ع. رتیلاء ] (اِ.) جانوری است از شاخه بندپایان شبیه به عنکبوت با شکمی بزرگ و پاهایی کوتاه که سم کشندهای دارد.
(رَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) گریستن بر مرده.
۲- سوک سرود، شعر گفتن برای مرده با تأسف و اندوه.
۳- (اِمص.) مرده ستایی، مویه گری.
(رَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) امیدوار شدن، امید داشتن.
۲- (اِمص.) امیدواری، توقع.
۳- (اِ.) امید، آرزو.