رشن

(~.) [ ع. ] (مص ل.)
۱- مهمان ناخوانده گردیدن.
۲- داخل کردن سگ و مانند آن سر خود را در ظرف.

    رشنیق

    (رَ) (ص.) عامی، غیر سید (مخصوصاً طالب علم غیر سید).

      رشوه

      (رِ یارُ وِ) [ ع. رشوه ] (مص م.) دادن پول یا مال دیگر به کسی برای انجام کارِ ناحق.

        رشوه خوار

        (~. خا) [ ع – فا. ] (ص فا.) رشوه گیر، کسی که رشوه دریافت می‌کند.

          رشید

          (رَ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- رشد یافته، رستگار.
          ۲- دلیر.
          ۳- نیک اندام، راست قامت.

            رصاد

            (رَ صّ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- رصد کننده.
            ۲- رصد خانه.
            ۳- پاسبان، شبگرد.

              رصانت

              (رَ نَ) [ ع. رصانه ]
              ۱- (مص ل.) محکم بودن.
              ۲- (اِمص.) استواری.

                Scroll to Top