(رِ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- شرط بستن. ۲- هر نوع برد و باخت و گروبندی، مراهنه.
(~.) [ ع. ] (اِ.) جِ رهن ؛ گرو.
(رَ دَ) (مص م.) نجات دادن، خلاص کردن.
(رَ دِ) (ص مف.) نجات داده شده، خلاص کرده.
(رَ نَ دِ) (ص فا.) نجات دهنده، خلاص کننده.
(رَ دَ) (مص م.) رهاندن.
(رَ) (اِ.) نغمه و آهنگی است از موسیقی قدیم.
(رَ) (اِ.) آوازی است که در آخر افشاری نواخته میشود.
(رَ یِ) (اِمص.) نجات، خلاص.
(رَ) (حامص.) خلاص.