ریان

(رَ یّ) [ ع. ] (ص.)
۱- سیراب.
۲- تر و تازه، شاداب.

    ریب

    (رَ یا رِ یْ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) دو دل شدن.
    ۲- (اِمص.) دو دلی.
    ۳- (اِ.) شک.

      ریبت

      (رَ یا رِ بَ) [ ع. ریبه ]
      ۱- (اِمص.) بدگمانی.
      ۲- (اِ.) شک.

        ریبوزم

        (بُ زُ) [ فر. ] (اِ.) اندامک درون یاخته‌ای که عمدتاً از رِنا (RNA) تشکیل شده و جایگاه سنتز پروتئین است، رِناتن. (فره).

          ریتم

          [ فر. ] (اِ.)
          ۱- وزن موسیقی شامل توالی ضربات آهنگ، تأکید و سرعت آن‌ها.
          ۲- لحن، آهنگ.

            ریث

            (رَ یِّ) (ص.) کندرو، بطی، درنگ کار.

              Scroll to Top