ریچار

(اِ.)
۱- مربا.
۲- هر خوراکی که از چند چیز سازند.

    ریچال

    (اِ.) = لیچار. لیچال: سخنان بیهوده و نامربوط.

      ریح

      (رِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- باد.
      ۲- نسیم.
      ۳- دردی که در شکم یا پیوندگاه اندام بروز کند.

        ریحان

        (رَ یا رِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- هر گیاه خوشبو، اسپرغم.
        ۲- از سبزی‌های خوردنی با ساقه نازک و برگ‌های پهن.

          ریحانه

          (رَ یا رِ نِ) [ ع. ریحانه ] (اِ.) دسته ریحان.

            ریحانی

            (رَ یا رِ) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
            ۱- منسوب به ریحان.
            ۲- شراب صاف شده.
            ۳- از خطوط اسلامی.

              ریخت

              (خْ) (اِ.) (عا.) شکل و قیافه. ؛ ~ کسی از دنیا برگشتن کنایه از: بسیار بدشکل و بدقواره شدن.

                Scroll to Top