زلزله نگاری
(~. نِ) [ ع – فا. ] (حامص.) ثبت ارتعاشات زلزله و تعیین مرکز پیدایش آن و اندازه گیری شدت آن.
(~. نِ) [ ع – فا. ] (حامص.) ثبت ارتعاشات زلزله و تعیین مرکز پیدایش آن و اندازه گیری شدت آن.
(زَ لَ بُ) (اِمر.) (عا.) اسباب و آلات بازیچه مانند و غالباً زاید که برای زیور به خود میآویزند یا بی هوده در جایی نگه میدارند.
(~.) (اِ.) حشرهای است شبیه ملخ و سبز رنگ که در غله زارها و هوای گرم بانگ کند؛ سوسک و زنجره و جزد و چزد نیز گویند.
(زَ لِّ) [ ع. زله ]
۱- (مص ل.) لغزیدن.
۲- (اِ.) خطا.
۳- مهمانی عروسی.
۴- آن چه از خوردنی که از مهمانی با خود برند.