زل

(زَ لّ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) لغزیدن.
۲- (اِمص.) لغزش.

    زلات

    (زَ لّ) [ ع. ] (اِ.) جِ زلت.
    ۱- لغزش‌ها، خطاها.
    ۲- ولیمه‌ها، مهمانی‌ها.

      زلالی

      (زَ) [ ع. ] (اِ.) ج. زِلِّیّه ؛ گستردنی، بساط.

        زلالیه

        (زُ یِّ) [ ع. زلالیه ] (اِ.) مایعی است شفاف که فضای بین قرنیه و زجاجیه را پر می‌کند.

          زلت

          (زَ لَّ) [ ع. زله ]
          ۱- (مص ل.) لغزیدن، خطا کردن.
          ۲- (اِمص.) لغزش.
          ۳- (اِ.) خطا.
          ۴- مهمانی.

            زلزله

            (زِ لْ زِ لِ) [ ع. زلزله ]
            ۱- (اِمص.) لرزش.
            ۲- (اِ.) تکان و جنبش شدید یا خفیف پوسته کره زمین.

              زلزله خیز

              (~.) [ ع – فا. ] (ص.) ویژگی مناطقی از زمین که بر روی کمربند زلزله واقعند و در آن‌ها زلزله بسیار روی می‌دهد.

                Scroll to Top