زند

(~.) (اِ.)
۱- آهنی که بر سنگ زنند و از آن آتش بجهد، چخماخ.
۲- چوب آتش زنه که آن ر ا بر چوب دیگر سایند تا آتش بوجود بیاید. چوب بالایین را «زند» و چوب زیرین را «پازند» نامند.

    زند

    (~.) [ ع. ] (اِ.) ساعد، بنددست.

      زند

      (~.) (ص.)
      ۱- بزرگ، عظیم.
      ۲- نیرومند.

        زند

        (زَ) (اِ.)
        ۱- تفسیر، شرح.
        ۲- تفسیر اوستا.

          زندان

          (زِ) [ په. ] (اِ.) جایی برای نگهداری گناهکاران.

            زندخوان

            (زَ خا) کنایه از:
            ۱- بلبل.
            ۲- زرتشتی.

              Scroll to Top