(زَ گُ چَ یا چِ) (اِمصغ.) زنگ خرد، جرس کوچک.
(زَ لِ یا لَ) (اِمر.) زنگهای کوچک که به گردن چهارپایان آویزند.
(زَ) (ص نسب.) سیاه پوست.
(زَ. مِ) [ فا – ع. ] (ص مر.) کسی که همواره شاد و خوشحال باشد.
(زَ چِ یا چَ) (اِمصغ.) مرفق، ابتدای ساعد و دست.
(زَ مَ) (اِ.) ازدواج.
(زَ نَ مَ یا مِ) [ ع. زنمه ] (اِ.) پارهای از گوش شتر یا گوسفند که بریده آویزان کنند.
(زَ نَ دَ یا دِ) (حامص.) زشتی.
(زَ نَ دِ) (ص فا.) ۱- نامطبوع، زشت. ۲- نوازنده ساز.
(زِ) نک زینهار.