زنیان

(زِ) (اِ.) = ژنیان. زینان. زینیان: تخمی است که آن را بر روی خمیر نان پاشند؛ نانخواه.

    زنیکه

    (زِ کِ) (اِمصغ.) (عا.) = زنکه: برای تحقیر و توهین زن گویند.

      زه

      (~.) [ متر. معر. زیق ] (اِ.) کناره چیزی.

        زه

        (~.)
        ۱- (اِمص.) زاییدن.
        ۲- تراوش آب از درز چیزی.
        ۳- (اِ.) نطفه.
        ۴- بچه.
        ۵- چشمه.

          Scroll to Top